یک نمی دانم
  
 آمرانه
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
زیر فرش
بسته بندی
 
دوشنبه 30 آبان 1384
آتشی خاموش شد

         

            آتشی خاموش شد

 آخرین پاره  نیما هم رفت

شاعر بود جنوبی

  از جنس شعرو جنوب

  خون گرم شرجی

 چون تمام شاعران دیگر زیست داغی در سینه را

    گویا که رسم شاعرانگی است

   در عصر متوسط ها بزرگان یک به یک می روند آری!

 155079.jpg

قسمتی  شعری از خود او برای برادرش:

  از تخت به سردخانه از سرد خانه به سنگ 

   از سنگ به خاک

  .......

از ما عبور کردی

 - انگار نه انگار که ما گوشت و استخوان بودیم

  نه انگار که دیوار

 از ما عبور کردی......

 

قسمتی از  شعری دیگر از او:

  دندانی فلزی در استخوانی سبز

  این است سزای ایستادن سر بالا.

  

 


 
شنبه 28 آبان 1384
کتاب سوزان

154215.jpg

آتش سوزی در کتابخانه دانشگاه 


 
شنبه 28 آبان 1384
در یک روز یک شنبه

 

در یک روز یکشنبه 

 رو به تو  نه به دیوار باید بنشینم

بنشینم و اعتراف کنم در هر کافه ای که تو بگویی 

اعترافی سخت  باید با زبان اعتراف کنم

سینه ام راحت خواهد شد سبک

وشانه هایم

دیگر به تو بستگی دارد

دو صندلی... . 


 
پنجشنبه 19 آبان 1384

 

 

 

پشت این پنجره

 جز هیچ بزرگ

         هیچی نیست!

(حسین پناهی)


 
پنجشنبه 19 آبان 1384
  از راست به چپ: حسین علیزاده، همایون شجریان، محمدرضا شجریان و کیهان کلهر
 
 
حسین علیزاده
 
ایرا ن در انتظار اساتید در   تهران ۱۲ـ۸ آذرماه
  استاد محمدرضا شجریان و پسرش همایون همراه با حسین علیزاده و کیهان کلهر پس از دو سال بار دیگر به لندن رفتند تا با اجرای آثاری از موسیقی سنتی ایرانی سفر هنری خود را به اروپا آغاز کنند
 
 

 
پنجشنبه 19 آبان 1384
غار نبشته های خط خطی

            

    به غار انزوای من نیا

    اما  

       اگر خواستی گاه سرک بکش 

        غار نبشته های خط خطی

 اینجا هم پای غریزه می لنگدو 

          جنازه ام به آخر هفته نمی رسد 

      گربه در کوچه های شب

        اول فرار می کند چند قدم دورترک

                                      خیره نگاه می کند

  نگاه گربه ای

       پخش نمی کنم !

 دور می شوم

   دور... 

 سر  بر می گردانم

   گربه نیست

اما هنوز نگاهش با من است   

(زمستان۸۳)


 
دوشنبه 2 آبان 1384
مادر مرد از بس که جان   ندارد

(فیلم مادر زنده یاد علی حاتمی)
دیگر مادر بزرگ ندارم

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
شمار قدم رنجه ی شما : 22979


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
به غار انزوای من نیا
اما اگر
خواستی گاه سرک بکش
غار نبشته های خط خطی
این جا هم پای غریزه می لنگدو
جنازه ی من
به آخر هفته نمی رسد...
اول فرار می کنی
در کوچه های شب
بعد چند قدم
خیره نگاه می کنی
نگاه گربه ای
پخ ات نمی کنم دورر می شوم
این داستان غیر واقعی ست و تمام شخصیت های این داستان خیالی می باشد هر گونه شباهت ظاهری بین اسم شخصیت های داستان با باهر کسی اتفاقی ست..