یک نمی دانم
  
 آمرانه
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
زیر فرش
بسته بندی
 
شنبه 20 آبان 1385
غار نبشته های خط خطی

    به غار انزوای من نیا

    اما  

       اگر خواستی گاه سرک بکش 

        غار نبشته های خط خطی

 اینجا هم پای غریزه می لنگدو 

          جنازه ام به آخر هفته نمی رسد 

      گربه در کوچه های شب

        اول فرار می کند چند قدم دورترک

                                      خیره نگاه می کند

  نگاه گربه ای

       پخش نمی کنم !

 دور می شوم

   دور... 

 سر  بر می گردانم

   گربه نیست

اما هنوز نگاهش با من است   

(زمستان۸۳)


 
شنبه 20 آبان 1385
ایزد بانو
ایزد بانوی من
بگذار
بپرستمت
چیزی نمی خواهم
بگذار تنها بپرستمت
بی آنکه

شک کنم
با من چه می کنی؟
در پی نباش
تا جهلم را اثبات کنی

آه اینک چه خدایی؟
که از پرستیده شدن تن باز می زند
خدایم را از من نگیر

فریب دروغ است
چهره پرداز نیستم
اما نقاب را می فهمم


من می فهمم
خدایم را مگیر
ای باز تابش خدا در زلال ترین آیینه
هر چقدر از خود دیو بتراشی
صنم واره سجده ات می کنم
خدای نابینا
در بند ثواب نیستم

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
شمار قدم رنجه ی شما : 22998


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
به غار انزوای من نیا
اما اگر
خواستی گاه سرک بکش
غار نبشته های خط خطی
این جا هم پای غریزه می لنگدو
جنازه ی من
به آخر هفته نمی رسد...
اول فرار می کنی
در کوچه های شب
بعد چند قدم
خیره نگاه می کنی
نگاه گربه ای
پخ ات نمی کنم دورر می شوم
این داستان غیر واقعی ست و تمام شخصیت های این داستان خیالی می باشد هر گونه شباهت ظاهری بین اسم شخصیت های داستان با باهر کسی اتفاقی ست..