من آمدم در بسته بود
رفتم
نوشتم : آمدم تشریف داشتید
جمعه 25خرداد ساعت یازده نیمه صبح
انگشت من خراب است
نه زنگ شما
نذر کده ام
می ترسم
درخت را
به درد سر بیندازم
نذر کرده ام
تمام نخ ها و لته های بسته به درخت کهنه ی پسته را
باز کنم
در حجم یک شب
رها کنم با باد
مثل آرزو های پاییزی
اما درخت..