یک نمی دانم
  
 آمرانه
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
زیر فرش
بسته بندی
 
پنجشنبه 4 بهمن 1386
من  رویایی دارم

 

 

1950 - کارولینای شمالی : مرد سیاهپوست از آب سردکن مخصوص سیاهان آب می‌خورد:

 

اول دسامبر سال 1955 : رزا پارک دو ماه بعد از اینکه حاضر نشد در یک اتوبوس جایش را به یک سفیدپوست بدهد ، انگشت‌نگاری می‌شود

 

1963 - واشنگتن دی سی : در اوج سخنرانی مشهور مارتین لوترکینگ -I Have A Dream- وی دستش را در جلوی بنای یادبود لینکلن بالا برده است و با کلمات تهییج‌کننده‌اش ، سرود روحانی سیاهان را زمزمه می‌کند:
Free at last! Free at last! Thank God Almighty, we are free at last!

 

1963 - بیرمینگهام : یک تظاهرکننده سیاهپوست به وسیله دو پلیس دستگیر شده است

 

4 آوریل 1968 : کشتن رؤیاپرداز

 

سال 1970 ، 4 سال بعد از لغو قانون جدایی سیاهان از سفیدپوستان به وسیله دیوان عالی ایالات متحده ، الیزابت در حالی که در مسیر دبیرستان گام برمی‌دارد به وسیله جمعیت سفیدپوستان ، مورد تمسخر قرار می‌گیرد.

 

 

 این عکس ها را دیدید این را هم بخوانید

شنیدم از کسی که خاطره شنیده بود از یک خانم آمرکایی که می گفت :در سال   ۱۹۷۲که به

دندان پزشکی رفته بود مردی سیاه آمده بود و دندان پزشک در جواب مرد سیاه گفته بود سیاه

نمی پذیریم

 

حالا این عکس ها را ببینید

 

کاندالیزا رایس وزیر امور خارجهایالات متحده ی آمریکا از سال ۲۰۰۳ تا به حال

او در مدارسی مخصوص سیاهان درس خوانده است

 

 Barack Obama

باراک اباما کاندیدای جدی و پر شانس دموکرات ها برای ریست جمهوری ایالات متحده آمریکا

 

 

از وقتی که مارتین لوتر کینگ گفت : من  رویا یی دارم  تا امروز تنها ۴۵ سال گذشته است

 از زمانی که  اولین سیاهان در آمریکا توانستند با سفیدان به مدرسه بروند۳۸سال می گذرد

از مشروطه ما بیش از صد سال می گذرد دو بار حکومت عوض شده است و....


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
شمار قدم رنجه ی شما : 23026


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
به غار انزوای من نیا
اما اگر
خواستی گاه سرک بکش
غار نبشته های خط خطی
این جا هم پای غریزه می لنگدو
جنازه ی من
به آخر هفته نمی رسد...
اول فرار می کنی
در کوچه های شب
بعد چند قدم
خیره نگاه می کنی
نگاه گربه ای
پخ ات نمی کنم دورر می شوم
این داستان غیر واقعی ست و تمام شخصیت های این داستان خیالی می باشد هر گونه شباهت ظاهری بین اسم شخصیت های داستان با باهر کسی اتفاقی ست..