یک نمی دانم
  
 آمرانه
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
زیر فرش
بسته بندی
 
شنبه 1 تیر 1387
پرنده مردنی ست ...

 

بالای کوه مقابل ام عقابی خودش را به باد سپرده و من پا هایم در لا به لای سنگ ها دارم پرواز را از یاد می برم


 
شنبه 1 تیر 1387
.....

به ذهن ام می رسد  این مواد معدنی پس از استخراج فراوری می شوند ذوب می شوند شمش

 می شوند به فروش می رسند ...

اما آیا...!

این سرب ها چه قدرش گلوله خواهد شد و گلوله ها از کدام لوله به کجا خواهد نشست بر آهویی ماده در بهار یا پرنده ای .دوستی یا دشمنی چه فرق می کند تنی را سرد خواهد کرد

اما ما اینجا روی استخراج می کنیم


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
شمار قدم رنجه ی شما : 22984


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
به غار انزوای من نیا
اما اگر
خواستی گاه سرک بکش
غار نبشته های خط خطی
این جا هم پای غریزه می لنگدو
جنازه ی من
به آخر هفته نمی رسد...
اول فرار می کنی
در کوچه های شب
بعد چند قدم
خیره نگاه می کنی
نگاه گربه ای
پخ ات نمی کنم دورر می شوم
این داستان غیر واقعی ست و تمام شخصیت های این داستان خیالی می باشد هر گونه شباهت ظاهری بین اسم شخصیت های داستان با باهر کسی اتفاقی ست..